X
تبلیغات
دلتنگم...

زندگي يك آرزوي دور نيست

زندگي يك جست و جوي كور نيست

زيستن در پيله ي پروانه نيست

زندگي كن زندگي افسانه نيست...


 

نوشته شده توسط باران در سه شنبه شانزدهم آبان 1391 ساعت 17:20 موضوع زندگی | لینک ثابت


60.jpg 


 

نوشته شده توسط باران در دوشنبه دوم دی 1392 ساعت 13:49 موضوع | لینک ثابت


37.jpg 


 

نوشته شده توسط باران در دوشنبه دوم دی 1392 ساعت 13:48 موضوع | لینک ثابت


30.jpg 


 

نوشته شده توسط باران در دوشنبه دوم دی 1392 ساعت 13:47 موضوع | لینک ثابت


28.jpg 


 

نوشته شده توسط باران در دوشنبه دوم دی 1392 ساعت 13:47 موضوع | لینک ثابت


20.jpg 


 

نوشته شده توسط باران در دوشنبه دوم دی 1392 ساعت 13:46 موضوع | لینک ثابت


2.jpg 


 

نوشته شده توسط باران در دوشنبه دوم دی 1392 ساعت 13:46 موضوع | لینک ثابت


19.jpg

 


 

نوشته شده توسط باران در دوشنبه دوم دی 1392 ساعت 13:45 موضوع | لینک ثابت


14.jpg 


 

نوشته شده توسط باران در دوشنبه دوم دی 1392 ساعت 13:45 موضوع | لینک ثابت


13.jpg 


 

نوشته شده توسط باران در دوشنبه دوم دی 1392 ساعت 13:44 موضوع | لینک ثابت


 

از یک جایی به بعد آدم دوست ندارد همه چی درست شود...

فقط دوست دارد همه چیز تمام شود...

زندگیم بر روی خیال های رنگارنگ بنا شده..

من فقط به اجبار در این دنیا نفس میکشم..

گاهی خسته میشوم و

به گوشه ای پناه میبرم و در خود میپیچم..

اما باز هم وقتی چشم باز میکنم

همه چیز را به فراموشی می سپارم ٬

تا وقتی که دوباره خسته شوم..!!

چه نقاب وحشتناکی. . .

 

 


 

نوشته شده توسط باران در شنبه بیستم مهر 1392 ساعت 19:14 موضوع | لینک ثابت


پسر : دارم ازدواج میکنم..

دختر : به سلامتی..میشه اگر یه روزی صاحب یه دختر شدی ٬

اسم منو روش بذاری ؟؟

پسر : چرا ؟؟

دختر : آخه دخترا عاشق باباهاشون میشن..

میخوام بفهمی چقدر عاشقت بودم..


 

نوشته شده توسط باران در شنبه بیستم مهر 1392 ساعت 19:10 موضوع | لینک ثابت


عادت ندارم درد دلم را به همه کس بگویم . . .

بگذار همه فکر کنند

نه دردی دارم نه دلی. . .


 

نوشته شده توسط باران در شنبه بیستم مهر 1392 ساعت 19:9 موضوع | لینک ثابت


بعضی وقتا بهتره ساکت باشی تا اینکه

به بقیه بگی چه احساسی داری. . .

چون این فقط باعث ناراحتیت میشه

وقتی میدونی اونا میتونن صداتو بشنون


 

نوشته شده توسط باران در شنبه بیستم مهر 1392 ساعت 19:8 موضوع | لینک ثابت


میدونی کی فهمیدم خیلی تنها شدم ؟؟؟

موقعی که با دوستام نشسته بودم و

همه با گوشی هاشون تو دستشون مشغول بودند و

من تنها با فنجان بازی میکردم . .


 

نوشته شده توسط باران در شنبه بیستم مهر 1392 ساعت 19:8 موضوع | لینک ثابت


خیلـــــــــی سخته . . .

وقتی یـــــــادت میاد که حتی با شنیدن اسمش . . .

اونقدر خوشحــــــــــال میشدی که دوســـــت داشتی . . .

داد بـــــــــــــزنی . . .

ولــــی حالا با دیدنش هم چیزی جز عذاب نصیبت نمیشه . . .

چون اون واسه تـــــــــــــــــــو نیست! ! !


 

نوشته شده توسط باران در شنبه شانزدهم شهریور 1392 ساعت 0:46 موضوع | لینک ثابت


بیزار باش از معشوقی که اسم هرزگیهایش را بگذارد آزادی..........

اسم نگرانیهایت را بگذارد گیر دادن

و برای بی تفاوتی هایش اعتماد داشتن به تو را بهانه کند........


 

نوشته شده توسط باران در شنبه دوم شهریور 1392 ساعت 17:32 موضوع | لینک ثابت


آدمهای کنارم مثل جمعه میمانند ...
 
معلوم نمیکند...
 
 
"فــــــرد" هستند یا " زوج " ...
 
 
پر از ابهامند ......


 

نوشته شده توسط باران در شنبه دوم شهریور 1392 ساعت 17:31 موضوع | لینک ثابت


هـر چه از دست میـرود بگذار بـرود …

چیـزی كه به اِلتمـاس آلـوده باشد نمیخواهم …!

هـر چه بـاشد حتی زنـدگی …!


 

نوشته شده توسط باران در شنبه دوم شهریور 1392 ساعت 17:30 موضوع | لینک ثابت


دلگيرم از مرغانى که نزد ما دانه چيدند و نزد همسايه تخم گذاشتند ولى ايمان دارم روزى بوى کبابشان به مشامم خواهد رسيد...


 

نوشته شده توسط باران در شنبه دوم شهریور 1392 ساعت 17:28 موضوع | لینک ثابت


ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺟﺮﺍﺕ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺟﺪﺍ ﺷﺪﻥ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻡ...

ﻭﻟﯽ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺣﻘﺎﺭﺕ ﺑﻪ ﺯﻭﺭ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺩﻭﺵ ﻧﻤﯽ ﮐﺸﻢ...


 

نوشته شده توسط باران در شنبه دوم شهریور 1392 ساعت 17:21 موضوع | لینک ثابت


میتوان همه زندگی را در آغوش گرفت.....
کافی است تمام زندگی ات یک آدم باشد....


 

نوشته شده توسط باران در شنبه دوم شهریور 1392 ساعت 17:17 موضوع | لینک ثابت


 

ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ از ﺧﻮدﻣﺎن ﻣﯽ رﻧﺠﺎﻧﯿﻢ؛

ﻣﺜﻞ ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺻﺒﺢ، دﻟﺴﻮزاﻧﻪ زﻧﮓ ﻣﯽ زﻧﻨﺪ؛
و در ﻣﯿﺎنِ ﺧﻮاب و ﺑﯿﺪاری، ﺑﺮ ﺳﺮﺷﺎن ﻣﯽ ﮐﻮﺑﯿﻢ؛
ﺑﻌﺪ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯿﻢ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ دﯾﺮ ﺷﺪﻩ...

 
 
 


 

نوشته شده توسط باران در شنبه دوم شهریور 1392 ساعت 17:16 موضوع | لینک ثابت




این روزها بُرد با کسی ست که بی رحم باشد



از دلتــــ که مایه بگذاری



ســوخـــــته ای . . .


 

نوشته شده توسط باران در شنبه دوم شهریور 1392 ساعت 0:45 موضوع | لینک ثابت


تنها شاهد...

ﻭﻗﺘــﯽ ﻣـــُـــﺮﺩﻡ ﺑاﻟﺸﺘﻢ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺩﻓﻦ ﮐﻨﯿﺪ!

ﻻﺯﻣﺶ ﺩﺍﺭﻡ. . .

ﺍﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺷﺎﻫﺪ ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﯼ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ!!!


 

نوشته شده توسط باران در شنبه دوم شهریور 1392 ساعت 0:44 موضوع | لینک ثابت


تنها شادی قلبم این است کـــــــه . . .

هیچکس نمیداند تا چه حد غمگینـــــــــــم . . .
مــَــبـــــــادا . . .
هـــــی تـــــــــــــــــــــو . . .
اشتــباه متوجه شدی . . .
گفته بودم لــــب تر کنی برایت می میـــــرم . . .
امـــــــّـــــــــــا نه به قیمت اینکه . . .
لبهــــــایت را با دیگری تـــــَـــــر کنی !
دلتـــــنـــــــگــــــــــــــــــــــــــــــم . . .
نه برای هـــــــــر کســــــــــــی . . .
برای آنکه هیچ کس نبــــود و . . .
همه کســـــــــــم شد . . . !
در این شـــــــــهر غریـــــب . . .
همیشه که باشی خسته میشوند. . .
مردمانـــــــــــــی که اگـــــر نباشــــــــــــــــــــی. . .
میگوینــــــد:
بی معرفتــــــــــی . . . !


 

نوشته شده توسط باران در جمعه یکم شهریور 1392 ساعت 11:33 موضوع | لینک ثابت


براي بعضي درد ها نه ميتوان گريه كرد


نه مي توان فرياد زد


براي بعضي درد ها فقط مي توان


نگاه كرد و بي صدا شكست...


همین.....



 

نوشته شده توسط باران در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392 ساعت 23:57 موضوع | لینک ثابت


عجب زبان نفهم و بها نه گیر شده!!!


دلم را میگویم...

آخر تورا از کجا برایش گیر بیاورم...؟؟


 

نوشته شده توسط باران در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392 ساعت 23:56 موضوع | لینک ثابت


عادت ندارم درد دلم را،


به همه کس بگویم..!!!


پس خاکش میکنم زیر چهره ی خندانم..


تا همه فکر کنند...


نه دردی دارم و نه قلبی...


 

نوشته شده توسط باران در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392 ساعت 23:55 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط باران در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392 ساعت 21:11 موضوع | لینک ثابت