هرگاه از شدت تنهایی
به سرم هوس اعتمادی دوباره می زند
خنجر خیانتی را که در پشتم فرو رفته
در می آورم ،
می بوسمش ،صیقلی عاشقانه ،
اندکی نمک به رویش ،
نوازشش کرده ،
دوباره بر سرجایش می گذارم ،
از قول من به آن لعنتی بگویید ،
” خیالش
تخت
من دیوانه هنوز ، به خنجرش هم وفادارم....
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 22:12 توسط باران
|