دورا دور عاشقت شدم

دورا دور نگرانت بودم

دورا دور عشق ورزیدم

و حال

عاشق شدن و عشق ورزیدنت به دیگری را

دورا دور می بینم

و از همین دورا دور می میرم !

.

.

.

کاش خوشبختی هم مثه مرگ حق بود !

.

.

.

تو دور می شوی و من در همین دور می مانم …

پشیمان که شدی برنگرد ، لاشه ی یک دل که دیدن ندارد !

غمــگیــنم

همــانــنــدِ مــــرد هــــزار چــهــره که میــگفــت:

” نمــی دونــم چــرا تــو زنــدگــیم هِـــی نمــیــشه”