خــسـتـه ام از آرزو ها ، آرزو های خــیــالــی
شـــوق پــرواز مـجــازی ،بـالــهـای اسـتـعـاری
لحظه های کاغذی را ،روز و شب تکرار کردن
خـــاطــرات بـایــگــانــی،زنـدگــی هــای اداری
آفتاب زرد و غمـگـیـن ،پله های رو به پایین
سـقـفـهای سرد و سنگین،آسمان های اجاری
با نگاهی سـر شـکسته ،چشمـهایی پـینه بسته
خسته از درهای بسته،خسته از چشم انتطاری
+ نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 13:37 توسط باران
|