این بغض های بی رحم را به کدامین ابر آسمانت بسپارم

که بی دریغ ببارد "هوای من"؟؟؟

من آموخته ام قامت خمیده ام را هیچ ناجوانمردی نبیند...

هر بار که خسته بودم و دلمرده...

قامت راست کرده ام به نام مولا

بغض هایم را می بلعم و چشمانم را لحظه ای...

آری تنها لحظه ای می بندم و دل را روانه ی آسمانت می کنم...

دریاب این دل پرتلاطم را...

مرا از این بغض های لعنتی رها کن...

"معبود من..."